Scroll Top

توانمندسازی معلولان جسمی؛ از ترحم تا برابری واقعی

توانمندسازی معلولین

توانمندسازی معلولان جسمی، یعنی فراهم کردن فرصت برابر برای یادگیری، کار، زندگی اجتماعی و مشارکت در تصمیم‌گیری؛ نه دلسوزی و ترحم. مهم‌ترین اصل این است که «مشکل، خودِ فرد دارای معلولیت نیست؛ مشکل، موانعی است که جامعه سرِ راه او گذاشته است.»

در ادامه، به مهم‌ترین ابعاد توانمندسازی معلولان جسمی در جامعه امروز می‌پردازیم.

تغییر نگاه جامعه؛ از ناتوانی به تفاوت

بزرگ ‌ترین مانع پیش روی افراد دارای معلولیت، نه ویلچر است و نه عصا؛ بلکه نگاه تبعیض‌آمیز و ترحم‌آمیز جامعه است. 

برای توانمندسازی واقعی، لازم است:

  • آموزش عمومی درباره حقوق و توانایی‌های معلولان در مدارس، دانشگاه‌ ها و رسانه ‌ها جدی گرفته شود. 
  • به‌جای واژه‌هایی مثل «ناتوان» و «معلول بیچاره»، از تعابیری مانند «فرد دارای معلولیت» استفاده شود. 
  • موفقیت‌های افراد دارای معلولیت در ورزش، هنر، علم و کسب‌وکار بیشتر دیده و معرفی شود تا الگوهای مثبت در جامعه شکل بگیرد.

دسترسی‌پذیری فیزیکی؛ شهر باید برای همه ساخته شود

فردی که از ویلچر استفاده می‌کند، اگر نتواند از پیاده ‌رو، مترو، اتوبوس، اداره، دانشگاه یا حتی سرویس بهداشتی استفاده کند، عملاً از بخش بزرگی از زندگی اجتماعی حذف می‌شود.

دسترسی‌پذیری یعنی:

  • رمپ استاندارد در ورودی ادارات، مراکز خرید، مدارس و اماکن عمومی 
  • آسانسور قابل دسترس، در کنار پله‌ها 
  • مناسب‌ سازی پیاده ‌روها، عرض درها، سرویس‌های بهداشتی و معابر 
  • نصب علائم و تابلوهای راهنما در ارتفاع مناسب و با خوانایی بالا 
  • وسایل حمل ‌ونقل عمومی مجهز به رمپ و جایگاه مخصوص ویلچر

قانون‌گذاری بدون اجرای جدی، بی‌اثر است. شهرداری‌ها، مهندسان ساختمان، طراحان شهری و نهادهای نظارتی باید دسترسی‌پذیری را الزام قانونی و نه یک «گزینه اختیاری» بدانند.

آموزش و مهارت‌آموزی؛ کلید استقلال اقتصادی

توانمندسازی بدون استقلال مالی، نیمه‌کاره است. بسیاری از افراد دارای معلولیت جسمی، استعدادهای فراوانی در زمینه‌های فکری، هنری و علمی دارند؛ اما به خاطر موانع فیزیکی و تبعیض‌ها، فرصت شکوفایی پیدا نمی‌کنند.

راهکارها:

  • فراهم کردن آموزش فراگیردر مدارس و دانشگاه‌ها کلاس‌‎های قابل دسترس، معلم آگاه، تجهیزات مناسب
  •  برگزاری دوره‌های مهارت ‌آموزی شغلی متناسب با شرایط جسمی افراد (کار با کامپیوتر، طراحی گرافیک، تولید محتوا، حسابداری، ترجمه، برنامه‌نویسی، مشاوره تلفنی، کارآفرینی خانگی و آنلاین)
  •  ارائه تسهیلات ویژه برای حضور افراد دارای معلولیت در موزش‌های فنی ‌و حرفه‌ای
  • حمایت از یادگیری مهارت‌های نرم مانند مدیریت زمان، مذاکره، کار تیمی و خودباوری

وقتی فرد مهارت داشته باشد، از نقش مصرف‌ کننده‌ی صرف، به فردی فعال و مفید در اقتصاد تبدیل می‌شود.

اشتغال و کارآفرینی؛ از سهمیه تا فرصت برابر

بیکاری در میان افراد دارای معلولیت، به ‌مراتب بیشتر از میانگین جامعه است. علت، نه ناتوانی آن‌ها، بلکه نبود فرصت برابر است.

راهکارهای تقویت اشتغال:

  •  اجرای سهمیه قانونی استخدام معلولان در ادارات و سازمان‌ها، به صورت واقعی و نه صوری 
  • ایجاد انگیزه برای کارفرمایان از طریق معافیت‌های مالیاتی و بیمه‌ای در صورت استخدام افراد دارای معلولیت
  • توسعه دورکاری و مشاغل آنلاین که محدودیت رفت‌ وآمد را کمرنگ می ‌کند
  • حمایت از استارت‌آپ‌ها و کسب‌ وکارهای کوچک راه‌اندازی‌شده توسط افراد دارای معلولیت (وام کم ‌بهره، آموزش کسب ‌وکار، مشاوره حقوقی و مالی)
  • الگوسازی از کارآفرینان موفق دارای معلولیت، برای شکستن کلیشه ناتوانی

 

توانمندسازی روانی و اجتماعی؛ بازسازی اعتماد به‌ نفس

سال‌ها تجربه تبعیض، نگاه ترحم ‌آمیز و محدودیت‌های محیطی، می‌تواند روح و روان افراد دارای معلولیت را تحت فشار قرار دهد. توانمندسازی بدون توجه به بعد روانی، ناقص است.

اقدامات مهم:

  • ارائه خدمات مشاوره و روان ‌شناسی قابل دسترس و مقرون‌ به ‌صرفه
  • تشکیل گروه‌های حمایتی و دورهمی‌های حضوری و آنلاین برای تبادل تجربه و کاهش احساس تنهایی
  • تقویت خودپنداره مثبت از طریق آموزش مهارت‌های زندگی، مدیریت استرس، پذیرش بدن و سبک زندگی
  • حمایت از حضور فعال افراد دارای معلولیت درهنر، ورزش، فعالیت‌های داوطلبانه و انجمن‌های مدنی

هرچه فرد احساس ارزشمندی بیشتری کند، برای مشارکت در جامعه انگیزه و توان بیشتری خواهد داشت.

نقش خانواده؛ از مراقبت بیش ‌ازحد تا همراهی آگاهانه

خانواده می‌تواند بزرگ‌ترین حامی یا بزرگ‌ترین مانع توانمندسازی باشد. 

اشتباهات رایج خانواده‌ها:

  •  دلسوزی افراطی و محدود کردن استقلال فرد
  • پنهان کردن او از اجتماع به دلیل ترس از حرف مردم
  • تصمیم ‌گیری به جای او در همه زمینه‌ ها

 

اصول خانواده توانمندساز:

  • پذیرش فرد همان‌طور که هست، بدون مقایسه مداوم با دیگران
  • کمک به استقلال در امور شخصی، تحصیل، انتخاب شغل و ازدواج 
  • تشویق به حضور در اجتماع، دوستی، تفریح و فعالیت ‌های گروهی
  • یادگیری حقوق معلولان و حمایت از آن‌ها در مطالبه این حقوق

 

نقش دولت و قوانین؛ از شعار تا اجرا

بدون سیاست‌ گذاری درست، توانمند سازی به برنامه‌های پراکنده و کوتاه‌ مدت محدود می‌شود. دولت و نهادهای حاکمیتی باید:

  •  قوانین جامع حمایت از حقوق معلولان را تدوین و اجرا کنند 
  • بودجه مشخص برای مناسب‌سازی شهری، آموزش، درمان و توان‌بخشی اختصاص دهند 
  •  سیستم نظارتی مؤثر برای پیگیری شکایت‌ها و تخلفات کارفرمایان و نهادهای عمومی ایجاد کنند 
  • دسترسی معلولان به بیمه درمانی، توان‌بخشی، وسایل کمک‌ توانبخشی (ویلچر، ارتز، پروتز و…) را تسهیل کنند 
  • از سازمان‌های مردم‌نهاد ( NGOها) فعال در حوزه معلولیت حمایت کنند.

توانمندسازی بدون پشتوانه قانونی و اجرایی، به شعار تبدیل می‌شود.

 

نظر بگذارید